استارتاپ

راه اندازی استارتاپ با تجربه های من که بهتر است بدانید

جامعه استارتاپی ما متشکل از افرادی است که «می‌ خواهند» و «تلاش می‌ کنند» اما نمی‌ توانند کسب‌ و‌ کار خود را از جایش تکان دهند و در راه‌ اندازی استارتاپ خود ناکام می‌ مانند. چرا این اتفاق می‌ افتد؟

دلیل اصلی آن این است که بیشتر کارآفرینان نمی‌ دانند که چگونه کسب‌ و‌ کار خود را از نقطه‌ ی الف به نقطه‌ ی ب ببرند. نقطه‌ ی الف ایده‌ ی درخشانی است که در ذهن کارآفرین شکل گرفته است و نقطه‌ ی نیز وضعیتی است که آن کسب‌ و کار امن، ساختار یافته و پولساز قلمداد می‌ شود.

در بین استراتژی‌ های موجود، یکی از بهترین روش‌ ها برای ساختن استارتاپ‌ تان این است که در سریع‌ ترین زمان ممکن ایده‌ ی خود را از ذهن‌ تان به بازار بیاورید و کار را شروع کنید.

زیرا «تأخیر» ویرانگر است و «سرعت» ناجی شماست.!

 

۱. فقط استارت بزنید

براساس تجربه‌ ی من، شروع کردن مهم‌ تر از درست شروع کردن است. اگر کسب‌ و‌ کار خود را شروع نکنید، هیچ اتفاقی نمی‌ افتد. خودداری از راه اندازی استارتاپ چیزی است که یا باید آن را نادیده بگیرید یا با آن مقابله کنید. بنابراین …:

  • اولین خط کد را بنویسید.
  • آدرس سایت استارتاپ خود را ثبت کنید.
  • طرح محصول خود را روی کاغذ بکشید.
  • نمونه‌ی اولیه را طراحی کنید.

هیچ چیزی جز خودتان درمقابل مسیر راه اندازی استارتاپ شما قرار ندارد. فقط اولین کاری که باید انجام شود را انجام دهید.

۲. هر چیزی بفروشید

برخی کارآفرین‌ هایی دقیقا می‌ دانند می‌ خواهند چه چیزی بفروشند؛ برخی دیگر نیز هیچ ایده‌ ای در این مورد ندارند. آنها فقط می‌ خواهند چیزی بفروشند. پیشنهاد من در این مورد این است که هر چیزی بفروشید.

بسیاری از بزرگ‌ ترین کارآفرینان دنیا چیز تازه‌ ای نفروختند. آنها فقط چیزهایی را که از قبل وجود داشت، به‌ شکلی بهتر یا به‌ شیوه‌ای متفاوت فروختند:

  • سم والتون (Sam Walton) صاحب والمارت همان چیزی را می‌ فروخت که شما می‌ توانستید در ارزان‌ فروشی‌ ها یا خواربارفروشی‌ ها پیدا کنید.
  • تد ترنر (Ted Turner) تبلیغات تلویزیونی فروخت.
  • هاوارد شولتز (Howard Schultz) قهوه فروخت.
  • وارن بافت (Warren Buffett) کالاهای دیگران را خرید و فروش می‌ کرد.

کارآفرین‌ ها همیشه افرادی خلاق و نوآور نیستند. شما حتی می‌ توانید کالای فرد دیگری را بفروشید. ریچارد برنسون (Richard Branson)، هواپیمایی ویرجین را در اوج ناامیدی راه‌اندازی کرد. او در حال رفتن به جزیره‌ ی ویرجین برای قراری عاشقانه بود، اما پروازش کنسل شد. بنابراین او با وجود نداشتن پول کافی، یک پرواز خصوصی دربست گرفت. در ادامه می‌ توانید از زبان خود او بشنوید که پس از آن چه اتفاقی افتاد:

«من یه تخته‌ سیاه کوچیک برداشتم و روش نوشتم «هواپیمایی ویرجین. ۲۹ دلار» و به سراغ افرادی رفتم که مسافر پروازی کنسل‌ شده بودند. صندلی‌ های خالی رو به اونها فروختم، هزینه‌ ی هواپیمایی که دربست گرفته بودم رو دادم و همون شب همگی با هم به جزیره‌ ی ویرجین رفتیم.»

پیام را دریافت کردید؟ به پیش بروید و چیزی بفروشید؛ هر چیزی که باشد.

 

میلاد کرمی

میلاد کرمی هستم؛ در این وبلاگ از کارآفرینی، کسب و کار، استارتاپ و رشد شخصی براتون می نویسم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن