کارآفرینی

چرا باید هرگز به سرت نزند که کارآفرین شوی؟

فرض کنید شما اختیار عمل دارید که برنامه و کاری را که دوست دارید انتخاب کنید؛ محصولات و خدماتی را که دوست دارید دقیقاً همان‌طور که می‌ خواهید تولید کنید.

هیچ رئیسی بالای سرتان نیست که بگوید چه کنید، نیازی نیست با کسی مصالحه کنید و کاری نیست که مجبور باشید به‌ اجبار انجام دهید.!

کارآفرین بودن به نظر فوق‌ العاده می‌آید. ولی این‌طور نیست…

همه‌ ی کسانی که فکر می‌ کنند اختیار برنامه و شغل خود را دارند، باید هر هفته بیش از نود ساعت کار کنند؛ برای هر ساعت تفریح کنار دریا، باید ماه‌ ها در یک محیط کوچک زحمت کشید.

برای تولید محصول و خدماتی دلخواه، باید ده‌ ها گزارش انتقادی ژورنالیست‌ ها را خواند و گلایه‌ های مصرف‌ کنندگان را شنید و ماه‌ های رکود فروش را تحمل کرد.

بیل گیتس شرکت نرم‌ افزاری خود را تأسیس کرد و تبدیل به ثروتمندترین مرد جهان شد. مارک زاکربرگ وب‌ سایتی را مبتنی بر عکس و مشخصات کاربران ساخت که تبدیل به بزرگ‌ ترین شبکه اجتماعی دنیا شد. ایلان ماسک با طراحی سفینه‌ های فضایی به مریخ چشم دوخته است.

قضیه این است که ایده‌ ی افتتاح یک استارتاپ، از بیرون جذاب به نظر می‌ رسد. کارآفرین بودن تا زمانی وسوسه‌ انگیز است که مشکلاتی مثل پرداخت مالیات، دردسرهای استخدام عوامل و حل‌ و فصل مناقشات و اختلافات اعضای تیم پیش نیامده باشند.

به یاد داشته باشید برای پیدا کردن کاری که شما را به اهدافتان برساند؛ کمک کند که محصولات مورد علاقه خود را تولید کنید و شما را هم‌ نشین انسان‌ های عالی کند؛ لزوماً نباید یک کارآفرین باشید.

چرا باید هرگز به سرت نزند که کارآفرین شوی؟

یک تجربه که از تدریس کارآفرینی آموخته‌ ام این است : کارآفرینی برای همه مناسب نیست.!

حقیقت این است که اگر چه کارآفرین بودن فوق‌ العاده است، اما این امر همیشه صادق نیست و هیچ خجالتی ندارد که کسی یک کارمند تمام وقت باشد که برای فرد دیگری کار می‌کند. در واقع کارمندی ممکن است برای شما مناسب‌ تر باشد.

میلاد کرمی

من سال 92 تصمیم گرفتم وارد حوزه تجارت الکترونیک و کسب و کارهای آنلاین شوم؛ از آن روز تا آلان چیزهای زیادی یاد گرفتم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن